کلاس اول الف
دبستان پسرانه سما نجف آباد
لینک دوستان

مطالب چاپ شده در رشد آموزش ابتدایی


ادامه مطلب
[ ۹۳/۱۰/۱۵ ] [ ] [ معین ]
 

درکتاب 501 نکته برای معلمان صفحه ی 27 نکته ی 87 آمده است :

همواره یک دوربین در کلاس همراه داشته باشید .همیشه لحظه های خاص زیادی هستند که می توان از آنها عکس گرفت و در اینترنت قرار داد،نگهداشت یا در اختیار دانش آموزان قرار داد.

هرهفته یک عکس می گیرم،از آن چه اتفاق می افتد در محیط یاددهی یادگیری اتفاق می افتد،خواه حیاط مدرسه باشد ،خواه کلاس و هرکجای دیگری که در آن یادگیری را می بینم.

خانم اجازه !می شه خودمون ببینیم؟

 

 

 


برچسب‌ها: رنگین کمان , خاطرات کلاس اول الف , دبستان سما نجف آباد , بچه های کلاس اولی , دانش آموزان کلاس اول
ادامه مطلب
[ ۹۳/۱۰/۱۰ ] [ ] [ معین ]

سلام دوستان گرامی

این پست  ثابت است

درادامه مطلب گلچینی از انواع تکالیف و آزمونهای مورد نیاز درکلاس اول آورده شده است.

هم چنین برای مشاهده تکالیف بیشتر می توانید به

پورتال دبستان پسرانه سما نجف آباد

بخش بانک سوالات

مراجعه نمایید





موضوعات مرتبط: تکالیف آدینه و تمرین ها
برچسب‌ها: تکلیف آدینه , تکالیف آخر هفته اول دبستان , چدول سودوکو اول دبستان , پیک آدینه اول دبستان , ازمون مداد کاغذی ریاضی اول دبستان
ادامه مطلب
[ ۹۲/۰۸/۰۴ ] [ ] [ معین ]

بعضی کلمات و عبارات در کلاس جادو می کنند.آنها می توانند بدون هیچ دردسری دانش آموزان را سریع و بدون دغدغه آرام کنند.لازم نیست به آنها بی احترامی کنید یا حنجره تان را اذیت کنید.فقط کافیست به جا و به اندازه از آنها استفاده کنید.هرچه در استفاده این کلمات آرام تر و جدی تر باشید،تاثیر بیشتری خواهد داشت:

1- بعدا با شما صحبت خواهم کرد.

2-شما زنگ استراحت بمون باهات کار دارم.

3-چند دقیقه وقت داری درباره کارت فکر کنی.

4-چند لحظه سرجات بایست.(قصد ما اذیت کردن بچه ها نیست.این جمله خیلی زود تاثیر میذاره .بچه ها رو زیاد سرپا نگه ندارید)

5-یه لحظه بیا کنار میزم باهات کار دارم.

6-پاشو برو بیرون یه آبی به صورتت بزن و برگرد.(آرام،جدی و مهربان)

7-بیا این نامه رو ببر دفتر.(حتی لازم نیست چیزی در نامه بنویسید.یادرباره ی کارش واکنشی نشون بدید.فقط اینجمله معجزه آسا رو به کار ببرید)

8-اگه مشکلی توی گروهتون هست بیایید به من بگید.

استفاده از واژه هایی مثل : هم کلاسی ،بغل دستی ،دوست،هم گروهی و...بین بچه ها همدلی به وجود میاره.

درصورتی که یکی از دانش آموزان معذرت خواهی می کنه ،اون رو ببخشید.(بچه ها باید یاد بگیرند که زود ببخشند)

نکات مثبت هر دانش آموز رو عنوان کنید.

تشویق و تشویق و تشویق

امانت دادن رو در بچه ها تقویت کنید.

اگر قراره انجام ندادن تکلیف یک دانش آموزرو ببخشید،دلیلش رو باصدای بلند توضیح بدید.

برای سلامتی یکی از دانش آموزان بیمار دعا کنید.

 

 

 


برچسب‌ها: رنگین کمان , خاطرات کلاس اول الف , دبستان سما نجف آباد , بچه های کلاس اولی , دانش آموزان کلاس اول
[ ۹۳/۱۲/۰۶ ] [ ] [ معین ]

مطلب بسیار جالبی است ،خواندن آن را از دست ندهید
هر معلمی با بالا رفتن تجربه اش پی خواهد برد که باید به برخی کارهای ضروری در کلاس درس توجه نماید ، بعضی اعمال را نباید انجام دهد، و خود را در کلاس برای دقایقی به جای شاگردان فرض نماید . تجربه نشان داده معلمانی که در کلاس درس فعالیت و تحرک بیشتری داشته ، به شغل خود علاقه و عشق می ورزند ، هدف های متنوعی دارند ، درگیری ها و جنگ اعصاب کمتری داشته باشند ، دیر تر از دیگران فرسوده و شکسته خواهند شد و همیشه به عنوان فردی شاداب و با نشاط و موفق در شغل خود نزد دیگران شناخته شده اند . در زیر به صورت خلاصه ، کارهایی که معمولا" در کلاس درس باعث جلب توجه دانش آموزان ، علاقمندی به درس و معلم و نشاط آنان میشود و برگفته از تجارب شخصی است ، ذکر می گردد .

با شنیدن نام " برنامه " یا " طرح درس " یا " طرحی برای مدیریت کلاس" ، اذهان به سراغ چندین صفحه کاغذ می رود که در آن با دقیقه و ثانیه ، ریز فعالیتها نوشته شده و به عبارتی ، معلم را در چهار چوب مقرراتی ، محصور می کند ، (و به این دلیل خیلی ها حتی در مورد آن هم صحبت نمی کنند) اما مقصود از داشتن برنامه ، الزاما" با ثبت آن ( و چیزی شبیه به طرح درس معرفی شده در کتب روش تدریس ) ، یکسان نیست . موارد زیر در دوره ابتدایی تا دبیرستان اعمال شده است و تاثیرات شگرفی بر دانش آموزان داشته است :

1- به محض مشاهده علایم خستگی در دانش آموزان و حواس پرتی آنان ، جریان تدریس یا پرسش را قطع کرده و به آنها اجازه داده شود که از جای خود بلند شده ، کشش عضلانی داشته ، نفسی بکشند و دقایقی کوتاه آزاد باشند ( در این حال تحمل برخی مزه پرانی ها به هم در جلسات اول ، ضروری است و سپس عادت خواهند کرد ) ، اگر بدون توجه به خستگی دانش آموزان به تدریس یا پرسش ادامه دهیم ، در واقع کاری بیهوده و بی ثمر را دنبال خواهیم کرد .

2- هیچگاه بدون اطلاع قبلی ، پرسش کلاسی یا امتحان کتبی برگزار نکنیم و حتی در جلسه قبل ، صفحات و نوع پرسش و حتی افرادی که از آنان پرسش شفاهی انجام می شود تلویحا" مشخص شوند و این صرفا" برای رفع حالت اضطراب دانش آموزان است ، برخی معلمان برای حالت " همیشه آماده باش بودن کلاس " توجهی به این نکته ندارند که امتحان یا پرسش بدون اطلاع قبلی ، از نظر دانش آموزان نوعی مچ گیری محسوب می شود . در رابطه با دانش آموزانی که از آنان پرسش به عمل می آید باید گفت معمولا" به سه دسته تقسیم می شوند و هر کسی تکلیف خود را خواهد دانست و در کنار آن پاسخ گویی داوطلبانه هم مد نظر قرار می گیرد و بدین ترتیب دانش آموزان تمایل بیشتری هم برای جواب دادن دارند و درگیری ها خیلی کمتر می شود .

3- حتما" قبل از تدریس درس جدید ، خلاصه مطلب قبلی برای دانش آموزان گفته شود و آنها را به هم ربط داد .

4- اگر وقت اضافه ای در کلاس موجود بود ، نباید گذاشت دانش آموزان از سرو کول هم بالا بروند بلکه به نحوی باید آنها را تحت آموزش قرار داد به عنوان مثال صحبت و تبادل نظر در مورد مسایل اجتماعی محل سکونت ، یا وضع مدرسه و غیره ، دانش آموزان اظهار نطر در جمع را خیلی دوست دارند .


ادامه مطلب
[ ۹۳/۱۲/۰۵ ] [ ] [ معین ]
بعد از گذشت یک ماه تاخیر:

سال از نیمه گذشته و ما قسمت زیادی از راه رو اومدیم.دانش اموزانم کم کم دارند از لحاظ تربیتی و درسی به جایگاهی می رسند که من انتظار دارم .و دوباره تصمیمم برای عوض کردن پایه ...دچار سستی میشه!

حالا دیگه اغلبشون می تونن بخونن.خیلی هاشون حروف بعدی رو می شناسن وانگار فقط منتظرن من درس بدم.بعدش کلی کلمه از قبل حاضر کردن که بگن.الان اگه کسی بهشون بگه مثلا بنویس مهدی : با اقتدار میگن:ما هنوز هـ رو یاد نگرفتیم.و فردا صبح حتی اگه غایب هم باشن بازم هـ رو یاد گرفتن.

حالادیگه همه چیز رو میخوان بنویسن.بعضی وقتها می بینم توی دفترچه هاشون چه چیزها که ننوشتن.(سرک کشیدن به دفترچه ی یادداشت بچه ها یکی از تفریحات لذت بخش من هست)البته با اجازه خودشون.

الان دیگه می تونن بنویسن.بیشترشون به نوشتن اسم و فامیلها علاقه زیادی دارند.به نوشتن اسم حیوانات،اسم شهرها و اسم شخصیتهای کارتونی.یک روز بهشون گچ دادم گفتم روی زمین حیاط مدرسه هرچی میخواهید بنویسد،بعد درکمال ناباوری دیدم که حتی ضعیفترین دانش آموزانم ،کلمات سخت رو انتخاب کرده و می نویسن.

ریاضی که دیگه نگو.اعداد رو یاد گرفتن.حساب می کنند.نمیدونم چی شد که امسال درصد خطای دانش آموزام پایینتراز سالهای قبله .شاید به این دلیله که از اول بهشون اعتماد نداشتم و هرکاری رو با تکرار بسیار زیاد و با روشهای مختلف یاد دادم.

اصلا شایدم یکی از دلایلش نداشتن پیش زمینه های ذهنی غلط بوده .نمی دونم.

اصلا امسال دانش آموزانم درجه ی اقتداشون خیلی زیاده .یعنی هرکاری من بکنم با دقت دنبال میکنند.یکبار من کلی وسیله دستم بود.اومدم توی دفتر وبا دست چپ با همکارام دست دادم .بعد امین توی کلاس با بچه ها همون جوری دست می داد .گفت خانم دارم مثل شما دست میدم!

ای کلک!کشیک خانم معلم رو میکشی؟

بچه های امسالم خیلی به شعرهای دسته جمعی وسوره خوانی علاقه دارند.سوره ها رو با کتاب قرآنشون هماهنگ می خونن و من لذت میبرم!

وقتی زنگ علوم میشه ،سوالات جورواجورشون میریزه روی سرم.یکی دوتاشون هنوزم که هنوزه وسط درس سوالات بی ربط می پرسن و واقعا همه رو کلافه کردند.دیگه بعضی وقتها داد همکلاسی هاشون در میاد.منم که صدام گرفته نمی تونم زیاد باهاشون کلنجار برم .خودم رو میزنم به نشنیدن و میذارم خودشون با خودشون  مشکلشون رو حل کنم.

گلهای سرسبد نوشتنم یونس و محمد و مهدی(دوقلوها) و رُهام و امین ها و متین هستند.

گلهای سرسبد خوندنم سه تا محمد امین ها ،رسولی و امیرو مهراد ..

گلهای سرسبد ریاضی هم بازم محمدامین ها،دوتاسیدها و رضا 

گلهای سرسبد زنگ هنرمون علی و امین هاهستند.

زنگ علوم هم که طاها حرف اول  رو می زنه 

چشم و گوش عاقل کلاسم علی لطفعلیه که هرکاری بهش میگم سه سوته انجام میده .شاید خیلی وقتها بهتر از خودم.

مجتبی و علی (طاها) هم سربه زیر و آرام ،کنارخانم معلمشون رشد کردند،بدی هاشون رو کنار گذاشتند و الان وقتی بهشون نگاه میکنم ،مثل یه نقاش که به تابلوی نقاشی ش نگاه میکنه ،لذت می برم. و شایدهیچ کس به اندازه این دوتا منو بیشتر متقاعد نمیکنندکه انگار من ،دیگه من نیستم و حق بچه های هفت ساله هستم.

شنتیا و متین و محمدحسین و نامداری هم که اصلا نمیدونم کی درسها رو یادمیگیرند!چون همیشه سرگرم بازی وشیطنت هستند،بعد هم اول همه کارشون رو تحویل میدن.اصلا هم انگار نه انگار که ما انقدر تذکر میدیم که یکمی با نظم تر باشید.

نباید حاشا کنم که محمد امین فروزان ،مایه آرامش خانم معلمشه!

نباید حاشا کنم که ابوالفضل و امیرحسین دارند هر لحظه به خانم معلمشون میگن،بگرد ....استعداد ما رو کجا پیدا میکنی؟هنوز نتونستی استعداد مارو پیدا کنی؟

بچه های کلاس اولی من.....

شاید وقتی این متن رو خودتون بخونید،باورتون نشه که خانم معلمتون در لحظه لحظه باشما بودن،از شما یاد میگرفته.

من امسال چیزهای زیادی یاد گرفتم :

اینکه همه ی بچه ها حق دارند نیمکت جلو بشینند.همون طوری که همه ی بچه ها حق دارند نیمکت آخر بشینند و یواشکی خوراکی بخورند.

همه ی بچه ها حق دارند که در هفت سالگی و کلاس اولشون خاطرات شیرین خنده و بازی داشته باشند.

نباید یادم برم که من نیومدم که تمام علم دنیا رو به این بچه ها یاد بدم.بلکه من فانوس اول رو دست این بچه ها دادم .

فانوس اول

فانوس اول

پس برای یاد دادن مطالبی که وظیفه ی من نیست،دنیای شاد بچه ها رو خراب نکنم.

 

 

 

 


برچسب‌ها: رنگین کمان , خاطرات کلاس اول الف , دبستان سما نجف آباد , بچه های کلاس اولی , دانش آموزان کلاس اول
[ ۹۳/۱۱/۱۸ ] [ ] [ معین ]

مهارتهای زندگی مهارت هایی هستند که توانایی اجتماعی وروحی فرد را افزایش می دهند و موجب می شوند تا او بتواند به نحوی بهتر و موثرتر با مشکلات و دشواریهای زندگی مواجه شود. مهارتهای زندگی قدرت سازگاری افراد را بالا می برد،شخص می تواند مسئولیت های اجتماعی و شخصی زندگی را بهتر بپذیرد و توانمندی هایش را بروز دهد و از آسیب های  ناشی از ناتوانی در حل مشکلات در امان بماند.

سازمان بهداشت جهانی مهارتهای ده گانه ای را معرفی کرده است‌ که هر کس باید این توانایی ها را برای داشتنزندگی فردی و اجتماعی موفق کسب کند:

مهرت های زندگی چیست

موضوعات مرتبط: مقالات
برچسب‌ها: آموزش مهارت های زندگی برای کودکان , مهارتهای زندگی درمدرسه
ادامه مطلب
[ ۹۳/۱۱/۱۷ ] [ ] [ معین ]

امروز خسته هستم .کتاب ریاضی اول دبستان واقعا کلافه ام کرده است . طبق بودجه بندی من باید هرروز یک صفحه از کتاب را کار کنم.هرروز یک صفحه.تمام صفحات کتاب ما تدریس دارد.الگو یابی هایش نامرتب است .گاهی آنقدر سخت است که حتی بزرگسال ها هم نمی توانند حل کنند،گاهی آن قدر آسان است که بچه ها آن را مسخره می کنند.

خب امروز مضرب های 10 را درس داده ام .بچه ها به واسطه ی شعرهای بازیهایشان (و نه به واسطه تدریس من)درس را خوب یاد گرفتند.خدا را شکر.حالا باید آنها کمی تمرین کنند.کتاب که تمرین ندارد.صفحه ی بعدی مضربهای 4 را باید تدریس کنم.بهتر است برایشان یک برگه آماده کنم.ای وای یادم افتاد.سهمیه زیراکس این ماهم تمام شده است.بگذریم .می روم و از آنها می خواهم در دفترشان تمرین کنند.اینکار یک ساعت تمام وقت می برد.اصلا آماده کردن دفترهای کلاس اولیها خودش داستانی است.ولی خب درعوض یاد می گیرند.اما اگر فردا این کار را بکنم ،پس مضربهای 4 را کی تدریس کنم؟پس فردا....درس پس فردا هم باشد برای 4 شنبه.ای وای چهارشنبه که آزمون عملکردی قرار است بگیرم.


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی
برچسب‌ها: رنگین کمان , خاطرات کلاس اول الف , دبستان سما نجف آباد , بچه های کلاس اولی , دانش آموزان کلاس اول
ادامه مطلب
[ ۹۳/۱۱/۱۷ ] [ ] [ معین ]

سلام 

چند سالی است که درپایه اول در یک مدرسه غیردولتی مشغول به کار هستم.درطی این سالها دانش آموزان با ویژگی های مشترک بسیاری دیده ام .تیزهوشان کم صبر،باهوشان تیزبین،بیش فعالان و پرانرژی ها ،اختلالات یادگیری ،دیرآموز و خلاصه هر جور دانش آموز ....هرچند هر دانش آموزی در نوع خود خاص و منحصر به فرد است ،لیکن همیشه مشترکاتی بین دانش آموزان هست که غیرقابل انکار است.اگر این گونه نبود ،راهکاری عملی تدوین شده توسط روانشناسان بی معنی بود.(این جمله ی آخری جور نشد ببخشید)

اما در بین این دانش آموزان همیشه با دانش آموزانی روبرو بوده ام که در کلاس مشکل آفرین و دردسر ساز بوده اند.این دانش آموزان را به (قشنگتر از پریا ) نسبت می دهم .

قشنگتر از پریاها ،تک فرزندانی هستند که معمولا پدرو مادر شاغل (و یا با تحصیلات بالا) دارند.آنها درمنزل زیاد تنها می مانند(یا با یکی از والدین).بچه های فامیل زیاد آنها را دوست ندارند و یا به سختی درگروههایشان آنها را دخیل می کنند.البته قبل از اینکه بچه ها آنها را نپذیرند،پدر و مادر قشنگتر از پریا به او توصیه کرده که با بچه ها بازی نکند.پدر و مادرها اغلب بچه های فامیل را بی ادب ،بی تربیت و ..خطاب می کنند.آنها به واسطه ی همین بی ارتباطی با بچه های همسن و سال ،بچه ای باهوش تر و توانا تر از بچه ی خودشان ندیده اند و خیال می کنند که فرزندشان کاملا شبیه کودکی های "ابن سینا" است.به همین دلیل بازیهای کودکانه او را به تمسخر گرفته و اجازه بازی با همسن وسالان را نمی دهند.

بسیاری از اولیا قشنگتر از پریا به تمرین(exercise)درهوای آزاد معتقدند و به همین دلیل روزهای جمعه بچه ها را به کوه می برند و یا تحت نظارت مستقیم خود اجازه می دهند بچه ها در پارک بازی کنند.دوچرخه ی قشنگتر از پریا معمولا  نو و سالم است و بعضی از آنها تا هفت سالگی هنوز دوچرخه را با چرخهای کمکی می رانند.(فعل مناسبتر ؟)

تفریح این دسته از دانش آموزان شرکت در مهمانی های مامان و بابا،بازی با تبلت و تماشای سی دی ،استفاده از لوگو ،خمیر آبرنگ و...(درصورتی که مامان فهمیده و خوبی داشته باشند)و نهایتا شرکت در یک کلاس ورزشی است .آنها خیلی کم قدم به کوچه گذاشته اند و با بچه های محل غریبه هستند.حتی در بسیاری از موارد نمی دانند که در واحد روبرویی (یا خانه روبرویی) بچه ای دقیقا با تنهایی خودش زندگی می کند.

اما این کودکان  وقتی پا به مدرسه می گذارندبا مشکلات بسیار زیادی روبرو می شود.مشکلاتی که گاها عملکردهای درسی آنها را تحت الشعاع قرار می دهد.

درگام اول آنها نمی توانند با همکلاسی های خود کنار بیایند(حتی اگر آنها قبلا در مهدها و مراکز پیش دبستانی هم حضور پیدا کرده باشند ولی بازهم مدرسه به خاطر اینکه لزوما آنها باید اولین گامهای استقلال را بردارند این گونه تربیت  نادرست جلوه ی بیشتری دارد)

آنها با دانش آمووزانی روبرو می شوند که یا مثل خودشان قشنگتر از پریا هستند و همواره مورد تایید خانواده بوده و تحمل نظر مخالف را ندارند.یا با دانش آموزانی که در هفت ساله ی اول زندگی خود به اندازه کافی تجربه کسب کرده اند و می توانند به خوبی از عهده گروههای دوستی بربیایند و رفتارهای خودخواهانه وخودمحورانه قشنگتراز پریا را تحمل نمی کنند.

قشنگتر از پریا ها عاشق این هستند که تمام مدت مدرسه را به بازی بگذرانند چون آنها در مدرسه از نظارت مستقیم و غیرقابل نفوذ والدین و خاله های مهدکودکی رها شده و می توانند در گروه آن چنان که دوست دارند رفتار کنند.طعم شیرین این آزادی برای آنها بسیار گواراترازآن خواهد بود که آنها به درست یا نادرست بودن رفتارشان بیندیشند.

قشنگتر از پریا ها معمولادرکنترل وسایلشان مشکل دارند چون اغلب این مادرها و پدرها بوده اندکه وسایل آنها را کنترل کرده و بچه ها فقط نقش مصرف کننده داشته اند.

برخی از قشنگتر از پریاها علاقه وافری به استفاده از قیچی و ...دارند .چون این ابزارهای کشنده و خطرناک در سال های اول زندگی به شدت منع شده و یا قیچی های کم خطر در اختیار آنها قرار گرفته است.

آنها معمولا چشمانشان کمی کم فروغتر از سایر بچه هاست.بیشتر گریه می کنند.زودتر تسلیم می شوند و متاسفانه ...گاهی هم زود گول می خورند.

درست است که بچه هایمان (همه ی بچه ها ) قشنگتر از پریا هستند.درست است که متاسفانه گرگ ها در اجتماع زیاد هستند و ممکن است بچه های ما درگیر این دامها بشوند .ولی این نفوذ ما تا کی می تواند مانع پرواز بچه ها در اجتماع شود؟آیا نگهداری بیش از اندازه یک کودک هفت ساله  در منزل به معنی محبت بیش از اندازه ما به اوست؟آیا بهتر نیست به جای این گونه محدودیتها،زندگی در اجتماع را به او یاد بدهیم؟وبگذازیم مسیر درست را خودش انتخاب کند؟

 


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی
برچسب‌ها: نازپرورده , مشکلات دانش آموزان نازپرورده
[ ۹۳/۱۰/۱۷ ] [ ] [ معین ]

من به این نتیجه رسیده ام که :

برای کلاس اولی ها فقط و فقط باید نوشت .یعنی تمام حرفهامون رو باید به صورت نوشتاری و البته دُرُشت در معرض دید بچه ها قرار بدیم.

مثلا اگه میگیم سلام ،بچه ها باید طرز نوشتن سلام رو ببینند

اگه میگیم برپا باید طرز نوشتن برپا رو بدونن.حتی اگه عطسه می کنیم باید روی تخته بنویسیم ،عطسه!

اونها باید در همه حال و همه جا و همیشه مشغول صداکشی باشند.تمام کلمات رو باید در اختیارشون گذاشت .باید همیشه و همیشه در هرحالتی تعداد زیادی کلمه جلوی چشمشون برقصه .

درواقع کلاس من باید حوضچه ی کلمات باشه.همه جاش پر از کلمه (البته این طوری نیست ها)ولی خب ...سعی میکنم باشه.به زودی

این یک تجربه ی شخصیه.اگه نظری دارید بنویسید.


برچسب‌ها: کلاس اول دبستان , آموزگار کلاس اول دبستان
[ ۹۳/۱۰/۰۸ ] [ ] [ معین ]
درباره خلاقیت :

خلاقیت چیست؟

خلاقيت به معناي توانايي تركيب ايده ها در يك روش منحصربه فرد يا ايجاد پيوستگي بين ايده هاست ولي نوآوري، فرآيند اخذ ايده خلاق و تبديل آن به محصول، خدمات و روش هاي جديد عمليات است.

عوامل موثر در خلاقیت:

1-آرامش: بچه هایی که آرامش های درونی دارند ،بهتر می توانند خلاقیت خود را نمایش بدهند.

2-جسارت و سرکش  بودن: این سرکش بودن به معنی این نیست آنها فرمان نابردار باشند.بلکه منظور این است که دانش آموز جسارت ابراز خلاقیت ها ی خود را دارند.

3-آشنایی با ابزار: دانش آموزانی که ابزار بیشتری را می شناسند،درموقعیت های مختلف قدرت انتخاب بیشتری داشته و می توانند برای انجام کارهای خود از ابزار مختلف استفاده نمایند.

4-اعتماد به نفس: دانش آموزانی که مرتبا مورد تحقیر و سرزنش قرار گرفته اند نمی توانند آزادانه بیندیشند و راههای جدید برای حل مسایل پیدا کنند.

5-کمتر تحت مراقبت بزرگسالان بودن:در بسیاری از موارد آموزشهای فشرده به دانش آموزان باعث می شود بچه ها کمتر به فکر خلق راههای تازه باشند.بزرگسالان نه تنها راههای قبلا رفته را در اختیار بچه ها قرار می دهند بلکه آنها را مجبور میکنند تا به روش آنها عمل کنند(دقیقا مثل وقتی که معنی یک نقاشی زیبا برای بچه ها ،کشیدن کوه ،خانه و درخت تلقی می شود)

6-بی نظمی و نظم توامان: گاهی نظم بیش از اندازه خود مخل خلاقیت است.بعضی از نظم ها مقدمه ی وسواس هستند.و وسواس ها عملا بندهایی نامرئی به دست و پای فکر و ایده ها می زنند.از طرفی بی نظمی مفرط و آشفتگی ذهن و اطراف و عدم تمرکز برموضوعی خاص می تواند خلاقیت را تحت الشعاع قرار بدهد.

7-تنبلی :گاهی افراد آنقدر تنبل هستند و به انجام روتین کارها عادت کرده اند .آنها به خاطر تنبلی ترجیح میدهند کارها و فعالیتهای خود تغییری ایجاد نکنند.این تنبلی ها شاید به صورت جسمی نباشند اما تنبلی فکری کمتر قابل رویت است .

8-نداشتن فرصت کافی برای تفکر:دربسیاری از موارد نداشتن فرصت کافی برای تفکر،فرجه هایی را که می تواند باعث ایجاد جرقه هایی برای خلاقیت شودرا از ما میگیرد.به هرحال در زندگی گرفتارترین انسانها و در زمانهای کاری فشرده ترین برنامه های درسی فرصتهایی برای نفس تازه کردن ،قدم زدن و کمی بیشتر فکر کردن وجود خواهد داشت.

9-دراختیار بودن تمام امکانات:لطف بیش از اندازه برخی از اولیا،به فرزندان خود و قرار دادن تمامی امکانات و حل کردن تمام مشکلات برای آنها ،می تواند فرصت تفکر و خلاقیت در حل مساله را از آنها بگیرد.

خلاقیت دنیای بسیار گسترده و وسیعی دارد.شاید حتی نوشتن درباره خلاقیت نیاز به خلاقیت دارد.این مطالب در ذهنم بود.امیدوارم شما نیز از آن استفاده کنید.


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی ، مقالات ، خاطرات کلاس
برچسب‌ها: کلاس اول الف , خلاقیت
[ ۹۳/۱۰/۰۵ ] [ ] [ معین ]

بیش فعالی یا پیش فعالی 

مساله این است 

نکاتی درباره اختلالات ظریف جنسی در کودکان

بعد از تایید تعدادی افراد صاحب نظر ،رمز را برمی دارم.

 بنا به دلایل خاص ،این مطلب فقط برای افراد خاص قابل رویت است.باعرض پوزش از بازدید کنندگان عزیز وبلاگم.درصورتی که تمایل به مطالعه داشتید،کامنت بگذراید تا رمز را در اختیار شما قرار بدهم.

نظرات تا تایید صاحبنظران تایید نمی شوند.


برچسب‌ها: اختلالات جنسی در کودکان , آموزشهای جنسی
ادامه مطلب
[ ۹۳/۰۹/۱۶ ] [ ] [ معین ]

فاوت های فردی دانش‌آموزان که حاکی از وجود تفاوت در توانایی های آنان است از مهم ترین اصول و مواردی است که همیشه باید در آموزش و پرورش مورد توجه قرار گیرد. از جمله توانایی های متفاوت کودکان که موجب تفاوت عمده بین عملکرد آنان می شود، توانایی های شناختی از جمله هوش است که میزان آن در همه افراد یکسان نیست. در نتیجه باید به آن توجه خاصی مبذول شود. زیرا نوع و سرعت آموزش باید با توانمندی های شناختی دانشآموزان هماهنگ شود. قشر نسبتا وسیعی از دانشآموزان مدارس عادی که در عین تفاوت هوشی بارز با دیگر دانشآموزان در کنار سایر کودکان می نشینند و از امکانات مشابه آنان در مدارس بهره می برند دانشآموزان دیرآموزند. دیرآموزان ۱۰ تا ۱۴ درصد کل دانشآموزان مدارس را تشکیل می دهند و به طور معمول در کلا س های عادی ابتدایی (به خصوص کلا س های اول) چند دانشآموز دیرآموز وجود دارد. طبق آمار سازمان آموزش و پرورش استثنایی فقط در بین کودکانی که در طرح سنجش آمادگی ورود به دبستان در سال تحصیلی ۷۵-۷۴ و ۷۶-۷۵ شرکت کردند ۷۸۰۰ دانشآموزان در سال اول و ۱۰۹۵۰ نفر در سال دوم تشخیص داده شد طرح سنجش آمادگی ورود به دبستان را از سال ۱۳۷۲ سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور اجرا کرده است. در این طرح توانایی های شنوایی و بینایی و آمادگی تحصیلی (هوشی) کودکانی که در آستانه ورود به دبستان هستند مورد ارزیابی قرار می گیرد. از نتایج این طرح شناسایی و تشخیص عده زیادی از کودکان دیرآموز است با توجه به این مساله وزارت آموزشی و پرورش عهده دار (جایابی آموزش) تدوین برنامه های آموزشی مناسب برای این افراد شده است. اولین گامی که در این جهت برداشته شده، تشکیل کلا س هایی موسوم به کلا س ضمیمه ویژه است، تعداد کل این کلا س ها در کل کشور در سال تحصیلی ۷۵-۷۴ حدود ۸۵ کلا س بود. لا زم به ذکر است کلا س ضمیمه کلا سی است که برای استفاده دانشآموزان دیرآموز پایه اول ابتدایی در مدارس عادی تشکیل می شود.
تعداد دانشآموزان این کلا س ها حداکثر ۱۵ نفر است و فرصت های بسیاری برای یکپارچه شدن کودکان در فعالیت های عادی مدرسه فراهم میآید. معلمان با تجربه و آموزش دیده کلا س های ضمیمه معمولا دوره های تخصصی سازمان آموزش و پرورش استثنایی را گذرانده اند و با خصوصیات عاطفی، شناختی و اجتماعی این کودکان آشنایی کافی دارند. طرح سنجش برای ارزیابی هوشی کودک ابتدا با یک آزمون هوشی مورد ارزیابی اولیه قرار می گیرد و اگر این احتمال وجود داشته باشد که هوش او پایین تر از حد متوسط هوش کودکان باشد برای سنجش دقیق تر با آزمون های هوشی دیگر به مرحله ارزیابی تخصصی ارجاع داده شوند. نتیجه به دست آمده در این مرحله مشخص می کند که باید کودک را به کجا ارجاع دهند. در چنین شرایطی معمولا کودکانی که هوش عادی و بالا تر داشته باشند به مدارس عادی معرفی می شوند. اما کودکانی که دیرآموز تشخیص داده می شوند برای استفاده از کلا س های ضمیمه (در کنار کلا س های عادی) به مدارس عادی ارجاع داده می شوند و در مورد کودکان عقب مانده نیز تصمیمات خاصی اتخاذ می شود.
● ویژگی های دانش‌آموزان دیرآموز:
دانشآموزان دیرآموز در مقایسه با کودکان عادی دارای رفتارهای سازشی ضعیف تر و قابلیت یادگیری کمتری هستند. این گروه به سبب رشد کم ذهنی قادر به فراگیری مطالب و حل مسایل در سطح افراد عادی و همسن و سال خود نیستند. در میان گروه های عقب مانده ذهنی دیرآموزان بالا ترین درجه رشد ذهنی را دارند و در عین حال بزرگ ترین گروه از گروه های عقب مانده ذهنی را تشکیل می دهند و بهره هوشی آنان حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد است و درصد قابل توجه ای از جمعیت دانشآموزان مدرسه رو که معمولا نمی توانند در تحصیل و یادگیری مطالب همگام با سایر همکلا سان خود پیش بروند از این گروهند. دیرآموزان ۱۰ تا ۱۴ درصد از جامعه دانشآموزی را شامل می شوند. بعضی مولفان ویژگی های شناختی دانشآموزان دیرآموز را چنین ذکر کرده اند.
▪ ویژگی های شناختی دانش‌آموزان دیرآموز
- در درک مفاهیم یادگیری مطالب، کندتر از متوسط شاگردان کلا س هستند
- در تشخیص روابط پیچیده ضعیف اند
- از درک مفاهیم انتزاعی عاجزند
- برای یادگیری مطالب درسی به تمرین بیشتری نیاز دارند
- دامنه معلومات عمومی آنان نسبت به همسالا ن خود محدودتر است
- نسبت به همسالا ن خود خزانه لغات محدودتری دارند و از دستور زبان ساده ای که ویژه دانشآموزان کوچک تر است استفاده می کنند
- در خواندن و فهمیدن کتاب های درسی با مشکل مواجهه اند
- در انجام تکالیف درسی معمولا دو تا سه سال از همسالا ن خود عقب ترند.
آموزش کودکان دیرآموز: یکپارچه سازی یا جداسازی
آن چه در مورد این دسته از دانشآموزان مشهود است این است که برخلا ف کودکان باهوش تر خودآموزی ضمنی و اتفاقی چندانی ندارند و در امر فراگیری خودکار نیستند.
معمولا این کودکان در خواندن خیلی ضعیف اند و به تدریج از هم ردیفان تواناتر خود عقب و عقب تر می مانند. اینان هر چه به سطح آموزشی بالا تری ارتقا یابند مدارس را برای تنظیم برنامه های درسی معمولی و تطبیق آن با یادگیری کند خود پیش از پیش با مشکل روبه رو می سازند. دکتر آفرند ویژگی بارز این دانش‌آموزان دیرآموز را چنین بیان کرده که: دیر میآموزند و زود فراموش می کنند.
مولفان دیگر نیز تاکید کرده اند که دانشآموزان دیرآموز در پایین ترین حد دامنه هوشی کودکان عادی قرار دارند و نباید آنان را عقب مانده ذهنی تلقی کرد.
با توجه به ویژگی های دانش آموزان دیرآموز متخصصان تعلیم و تربیت عادی و استثنایی عموما بر این باورند که چون این قبیل دانش آموزان از نظر رشد ذهنی تفاوت کمی با دانش آموزان عادی دارند بهتر است در مدارس عادی و همراه سایر همسالان خود تحصیل کنند. این تفکر که یکپارچه سازی نام دارد به معنای همگام و همزمان کردن فرآیند تعلیم و تربیت کودکانی با نیازهای ویژه در مدارس عمومی به طور پاره وقت یا تمام وقت است. حمایت از روش یکپارچه سازی مبتنی بر این باور است که افرادی که معلولیت یا هرگونه مشکلات یادگیری دارند همانند افراد عادی با حداکثر توان بالقوه خود از فرصت ها و امکانات برابر برای خودشکوفایی بهره مند شوند تحقیقات حاکی از آن است که دانش آموزان پیش دبستانی مبتلا به ناتوانایی، رفتارهای مثبت همسالان توانای خود را الگو قرار می دهند و بسیاری از دانش آموزان پیش دبستانی ناتوان در صورتی که با همسالان عادی خود ادغام شوند به بازی سازنده تری می پردازند. 
تحلیل یازده مطالعه که طی سال های ۸۴ - ۱۹۷۵ انجام شده نشان داده اند که دانش آموزان مبتلا به ناتوانایی در موقعیت یکپارچه و در مقایسه با موقعیت های جدا به سطح بالاتری از مهارت های تحصیلی نایل می شوند بسیاری از برنامه های تابع اصل جداسازی کودکان که در گذشته اجرا شده به زیان ناتوانان بوده است نتایج پژوهش های زیادی نشان می دهد که دوره های تربیتی جدا برای دانش آموزان ناتوان به طور نسبی ثمربخش نبوده است. البته نتایج بعضی پژوهش ها نیز حاکی از آن است که گاه کنار آمدن با برنامه های نسبتا سنگین و فشرده که در موقعیت های یکپارچه برای کودکان ناتوان وجود دارد، برای آنان مشکل است و این کودکان مهارت های اجتماعی لازم را برای کنار آمدن با موقعیت های یکپارچه ندارند. به هر حال برای رفع تناقضات ذکر شده راهبرد یکپارچه سازی از طریق دائر نمودن کلاس های ضمیمه درون مدارس عادی و مختص دانش آموزان دیرآموز قضایی تحصیلی در مدارس ایجاد می کند که در عین ایجاد نقاط قوت مربوط به روش یکپارچه سازی نقائص و ضعف های ناشی از ادغام صددرصد دانش آموزان را نیز کم رنگ و تعدیل نماید. 


ادامه مطلب
[ ۹۳/۰۹/۱۶ ] [ ] [ معین ]
 

آبان هم تمام شد.به همین زودی ،به یک چشم به هم زدن ،آبان هم بار سفر بربست و دیگه تکرار نمیشه.

بعد از مهر ،شاید انتظار داشتیم آبان ،کمی به آرامش بیشتری بگذره.ولی آبان هم فراز و نشیب های خودش رو داشت.

شاید خستگی جسمی خانم معلم در این ماه از هر ماه دیگری بیشتر باشه.بچه ها تازه فکر میکردند که خوندن و نوشتن منظور حفظ کردن ظاهر کلمات و هم چنین نوشتن سرخط هاست،حالا دوباره درگیر یک شوک دیگه شدند!ای وای !

اصلا خوندن و نوشتن براشون بی معنی بود.اولش به نشانه ی آ می گفتند آب! بعد که ب رو درس دادیم تازه فهمیدن : آهان : ب و آ یک صداهای جدایی داره !

سخت و طاقتفرسا گذشت.بی رودرواسی!بسیار بسیار خسته شدم!اما دلم نمی خواست حتی یه دانش آموزم درسش رو نفهمیده باشه!

نشانه های بعدی رو که درس دادیم ،داستان ها پیچیده تر شد.وقتی نشانه ی اَ رو درس دادیم ،نه تنها بچه ها بلکه خانواده ها هم این بار درگیر ماجرا شدند.

 تماس هرروزه دو یا سه مادر نگران از وضعیت درسی فرزند؛جزء برنامه روزانه من به حساب می اومد.هرروز مادرهایی که به شدت در این ترس بودند که نکنه بچه هاشون واقعا کج فهم باشند و یا ...زیر لب می گفتند:نکنه خانم معین واقعا کارشو بلد نباشه.

اما کلنجار هرروزه ی من وبچه ها با حروف ،کلمات،خطوط ،مدادها و پاک کن ها ،انگار واقعا جنگ با نادانی و بی سوادی بوده و هست.ما به کارمون ادامه دادیم ،ادامه دادیم ،ادامه دادیم ...من و بچه ها .هرروز  و هرروز و هرروز.و بچه ها بدون هیچ گلایه ای نوشتند و نوشتند و نوشتند....

وقتی جدول ترکیب صامت و مصوت رو با شعر می خوندیم،بعضی از اونها فقط لب می زدند و واقعا منظور من رو نمی فهمیدند.و من اونقدر تکرار کردم و کردم و کردم ...تا به گفته ی پزشک تارهای صوتیم آسیب دیده و برای مدت زمان طولانی باید دارو بخورم!

بچه ها انگار یکی یکی از خواب غفلت بیدار میشدند!آهان!این ب هست!یعنی هرجا باشه صدای ب میده !انگار تازه اصلا می فهمیدند که منظور از کلمه چیه!

توی نگاره ها خیلی باهاشون کار کردم.اونها هم الحق و الانصاف بچه های خوبی بودند.ولی انگار هنوز دوزاریشون نیفتاده بود.این روزها مثل غنچه های یک بوته ی گل رز ،هرروز یکیشون باز میشه و باغچه ی کلاس رو قشنگ و قشنگترمی کنه!

و بازهم مثل همیشه ،من تهمت ندید بدیدی می خورم و از خوندن بچه ها لذت می برم.به شدت برای روزهایی که اونها کلمات رو اشتباه بخونن لحظه شماری می کنم.

اما در کنار خوندن اتفاقات زیادی افتاده. بچه ها به مدرسه عادت کردند.دوستهای جدید پیدا کردند و تقریبادر گروهها مچ شدند.یاد گرفتند که وسایلشون رو کنترل کنند.یاد گرفتند که گذشت کنند.چند تاشعر بلند بالای سخت یاد گرفتند.پیامهای قرآنی رورعایت میکنند و تقریبا روزهای هفته و برنامه کلاسیشون رو میدونند.

با من دوست شدند و اتفاقات منزل رو برام میگند(البته من راز دار خوبی هستم و به کسی چیزی نمیگم)بعضی هاشون همواره مواظب من هستند.اگه قدم از قدم بردارم بعد باید توضیح بدم.اونها این روزها به من اقتدا میکنند واگه من موقع نوشتن یه خط اضافی بکشم ،خیال میکنند این هم جزو سرمشق ها هست و اون رو تکرار میکنند.

همه از من می پرسند:سختی های سال کی تموم میشه؟و من جواب میدم :سختی ها قرار نیست تموم بشه ،قراره بچه ها محکم بشند.

و برای این موضوع همواره در حال مبارزه کردن هستیم ، من ...بچه ها و ...دشمنمان نادانی

اسامی به ترتیب :

ایستاده از راست به چپ:

امین -یونس -رضا-محمدمهدی-محمدامین -متین-امیرحسین -علی-مجتبی-علی -امیرمحمد-علی -رهام-امیر

نشسته از راست به چپ:

محمدامین -طاها-مهدی-محمدامین -امین -علی-مهراد-محمد-محمدحسین-ابوالفضل-سیدابوالفضل-متین-مهدی-شنتیا


موضوعات مرتبط: دل نوشته های معلمی ، خاطرات کلاس
برچسب‌ها: خاطرات معلم کلاس اول , کلاس اول الف , مرضیه معین
[ ۹۳/۰۹/۰۷ ] [ ] [ معین ]

این یادداشت را در حالی می نویسم که دستهای مهربان و پرتلاش همکار خوبم خانم حمیدی ،معاون پرورشی دبستان سما را می بوسم و از استادان و پیشکسوتانی که دیدگاههای من را در عرصه پرورشی رقم زده اند،یاد میکنم:

سرکار خانم افشاری بهترین مربی پرورشی دوران مدرسه ام .

سرکار خانم سلیمی معلم مهربان کلاس پنجم دبستانم.

سرکار خانم ناقوش،مربی پرورشی دوران کارآموزیم.

و سرکار خانم منزه ،دوست ،استاد و خواهر بسیار خوبم که بیشترین تاثیر را در تعمیق عقاید من درباره پرورشی داشته اند.

اینها فقط و فقط عقاید شخصی من است.

او همیشه با بچه ها در حال جوشش است .از هنرهای بچه ها آگاهی دارد و از آنها فیلم و عکس می گیرد.از شیرین کاری بچه لذت می برد و آنها را تشویق می کند.او به آسانی به جوایز مدرسه دسترسی دارد و می تواند هر لحظه یک استعداد را تشویق کند.او همیشه سرشار از ایده های نو برای رها کردن بچه ها از غصه هایشان است .غصه هایی که آنها را وادار میکند همدیگر را مسخره کنند،کتک کاری کنند و یا درخودشان فرو بروند.او همیشه در بین دانش آموزان در حال حرکت است.او می تواند به خوبی قرآن بخواند،اکثرسرودها را از حفظ است.شعرهای بسیاری می داند و ورد زبانش هیچانه و شعرهای بچه گانه است.حتی اگر او در دبیرستان کار میکند،سریعا می تواند با تعدادی کاغذ پاره ،یک کاردستی زیبا بسازد.اگر بنا به ضرورت مجبور شد وارد یک کلاس درس بی معلم شود، با دستهای معجزه گرش یک ساعت را کوتاه میکندتا همه ی دانش آموزان به محض خروج او از کلاس فریاد بکشند و بخواهند ادامه قصه را بشنوند.


موضوعات مرتبط: سایر مطالب
برچسب‌ها: دبستان پسرانه سما نجف آباد , پرورشی در دوره ابتدایی , یادداشت معلم ابتدایی
ادامه مطلب
[ ۹۳/۰۸/۲۹ ] [ ] [ معین ]
درباره وبلاگ

من دلم می خواهد دانش آموزم را از کلاس بیرون کنم
واو به جای تفکر در بهترین شیوه ی شکستن حرمت من
به فکر چرایی افتادن سیب باشد..

من دلم میخواهد دانش آموزم را بترسانم
و او در واگن قطار برق را اختراع کند..

من دلم میخواهد قلب دانش آموزم را بشکنم
و او در وصف ظلم من سهراب شود..

من دلم میخواهد چراغ خانه ها را خاموش کنم
تا جبار باغچه بانی روی دیوارها نقاشی بکشد..

من دلم می خواهد بیمار شوم
تا دانش آموزم برای درمان من پزشک شود..

من دلم میخواهد دانش آموزم برای من
اقتدار بورزد تا میهنش را پاسداری کند..

من دلم میخواهد تفکر درکائنات را به تو بیاموزم..
من دلم میخواهد
اندیشیدن را ..
پرواز را..خلق کردن را.
.سرودن را به تو بیاموزم..

خودم سهراب نشدم..
اما دلم میخواهد کلاسم پر از سهراب باشد...
امکانات وب
@ Online User





Powered by WebGozar