X
تبلیغات
کلاس اول الف-دبستان سما نجف آباد
تاريخ : 92/09/23 | | نویسنده : معین


درکتاب 501 نکته برای معلمان صفحه ی 27 نکته ی 87 آمده است :

همواره یک دوربین در کلاس همراه داشته باشید .همیشه لحظه های خاص زیادی هستند که می توان از آنها عکس گرفت و در اینترنت قرار داد،نگهداشت یا در اختیار دانش آموزان قرار داد.

هرهفته یک عکس می گیرم،از آن چه اتفاق می افتد در محیط یاددهی یادگیری اتفاق می افتد،خواه حیاط مدرسه باشد ،خواه کلاس و هرکجای دیگری که در آن یادگیری را می بینم.

این هفته با یک شعر از حافظ:


فراغتی و کتابی و گوشه چمنی



دویار زیرک و از باده ی کهن دومنی



برچسب‌ها: رنگین کمان, خاطرات کلاس اول الف, دبستان سما نجف آباد, بچه های کلاس اولی, دانش آموزان کلاس اول

ادامه مطلب
تاريخ : 92/08/04 | | نویسنده : معین

سلام دوستان گرامی

این پست  ثابت است

درادامه مطلب گلچینی از انواع تکالیف و آزمونهای مورد نیاز درکلاس اول آورده شده است.

هم چنین برای مشاهده تکالیف بیشتر می توانید به

پورتال دبستان پسرانه سما نجف آباد

بخش بانک سوالات

مراجعه نمایید





برچسب‌ها: تکلیف آدینه, تکالیف آخر هفته اول دبستان, چدول سودوکو اول دبستان, پیک آدینه اول دبستان, ازمون مداد کاغذی ریاضی اول دبستان

ادامه مطلب
تاريخ : 93/01/22 | | نویسنده : معین

مسئولیت های فراموش شده در مدارس:

در تمام زندگیم ، فقط یکبار خط کش خوردم. آنهم کلاس سوم دبستان از خانم انتشاری در مدرسه حکمت. او به همه ی دانش آموزان خط کش زد. به من هم زد. من نورچشمی خانم انتشاری بودم. اصلا نورچشمی مدرسه بودم . سوره ی بقره را تا نصف حفظ کرده بودم . و در مسابقات قرآن رتبه اول شده بودم(آن روزها مسابقات قرآن هم معنویت دیگری داشت و برای جایزه به ما نهج البلاغه دادند نه استکان و نلبعکی)

یادم هست ، خانم انتشاری با یک خط کش شابلون دار همه ی بچه ها را خط کش زد. برای اینکه ما جلوی پای خانم شفیعی که از اداره آمده بود قشنگ برپا نکردیم. خانم انتشاری خط کش را به من از همه آرامتر زد وآرام گفت: به تو هم می زنم . چون تو هم عضوی از این کلاس هستی. از نه سالگی تا حالا دیگر فراموش نکرده ام که جلوی پای بزرگترم برپا کنم . حتی اگر نود کیلو هم باشم به احترام ورود بزرگتر از جایم برمی خیزم این یکی از ویژگی هیا مثبت من شده است. حتی خبر ندارم این روزها خانم انتشاری کجاست و چه می کندولی ای کاش او را می دیدم دستش را می بوسیدم و از او می خواستم تا با خط کشی تلنگری بر شیوه ی معلمی من بزند.

;}


برچسب‌ها: خاطرات کلاس, خاطرات معلمی, دل نوشته های معلم, آموزگار کلاس اول دبستان

ادامه مطلب
تاريخ : 93/01/22 | | نویسنده : معین

رنج معلمی(این نوشته با الهام از یک اتفاق واقعی نوشته شده است. کلیه اسامی و موقعیت ها مستعار هستند.)

بعضی وقتها در کلاس بچه ها مشغول کارند و تو وقت داری کمی بچه هارا تماشا کنی. از آرزو کردن مثل بچّه ها خجالت نمی کشی و با خودت می گویی: حسین احتمالاً پزشک می شود...آرمان به مهندس ها می آید.سعید احتمالا تاجر موفقی می شود. و یوسف شاید کسی شبیه فرشچیان...آرش برای هنرپیشگی خوب است و سینا احتمال زیاد مثل خودم معلّم می شود...

تا کلاس پنجم (و اخیراششم ) می توانی آنها را بپایی. درراهرو مدرسه آن ها را می بینی و با القاب دلخواهت صدایشان می کنی. سلام سعید مهندس...سلام امید آقا دکتر.سلام مهدی مخترع!و از اینکه آن ها در مسابقات فرهنگی هنری رتبه می آورند به خودت می بالی و بدون توجه به نقش آموزگاران پایه های بالاتر ، تمام موفقیت آن ها را به پای خودت می نویسی و با غرور توی مدرسه گام برمی داری.

و حتی یک شب مقاله سردبیر مجله آموزش ابتدایی را باعنوان لذت معلمی می خوانی و خودت را در لباس احرام تصور می کنی و مردی خوش لباس که شاید روزی دانش آموزت بوده... و درسر می پرورانی ..لذت معلمی را..

و..... چندروز بعد می شنوی که یکی از شاگردانت را به جرم قاچاق مواد مخدر دستگیر کرده اند.اولش باور نمی کنی و به چند منبع متوسل می شوی . به دنبال یک کور امیدی هستی که کسی این خبر را تکذیب کند.خبرها را گوش می کنی ...روزنامه می خوانی...و اینترنت را زیر رو می کنی.خبر کاملا صدق است .


برچسب‌ها: خاطرات کلاس, خاطرات معلمی, دل نوشته های معلم, آموزگار کلاس اول دبستان

ادامه مطلب
تاريخ : 92/12/28 | | نویسنده : معین

دانش آموز خوبم سلام

همه ی مردُم سال جدید را جشن می گیرند.ولی من و شما و خانواده ات امسال ، می خواهیم سال قدیمی را جشن بگیریم ، چون در این سال یکی از بزرگترین اتفاقات زندگیت رخ داده است .امسال سین هشتُم به جمع هفت سین سُفره مان اضافه شده است و آن سین هشتم "سواد " است. این سین تا آخر عمر با تو خواهد بود، چه هوا گرم باشد و چه سرد.حتی اگر سیل یا زلزله بیاید و تمام سین های دنیا را ببرد ، بازهم "سواد" باوفا ترین سین زندگیت خواهد بود.

امسال با "سوادت" به همه ی خانواده عیدی بده.روی برگه های کوچک برای پدر و مادرت جملات زیبا بنویس و به آن ها هدیه بده.


کارت پستال نوروز 1393,عکس تبریک نوروز 1393,کارت سالنو 93 ,عکس تبریک عیدنوروز93,عکس نوشته عید 93,یا مقلب القلوب 1393,تبریک سال نو 93,عکس تبریک بهار93,عکس نوروزت مبارکباد,سفره نوروز 1393 با تبریک عید,اس ام اس تبریک عید93,پیامک تبریک عید با عکس,نوشته های تبریک عید با عکس,کارت پستال دست ساز سال نو 1393,تبریک دلنوازانه عیدنوروز رسمی و عاشقانه,تبریک سال
 جدید,کارت نوشته عید,کارت ویزیت تبریک عیدنوروز,ecart norooz93,cartpostal عیدنوروز93,تبریک نوشته عیدانه مبارک,تبریک فرا رسیدن بهار زندگی,بهار 1393 مبارک,عید93,بایرام مبارک,تبریک بایرام 1393

برای اینکه بدانی به یادتان هستم 

عکس یادگاری من و شما در روز اهدا جوایز

اسامی  از راست به چپ:

جناب آقای یوسفی مدیر دبستان  پسرانه سما دوره اول

امیرمحمداحمدی-محمدحسین عبدالعظمیی-متین زمانی-فربد احمدی-سیدعلی افضلی -پدرام ایمانیان-علی حجتی-محمدصالحی-ایمان ترابی فرد-محمدقیصری-عمادفرزانه -طاهاشجاعی -امیرعلی کامرانی فر-خانم معین

امیرمحمددادخواه-ابوالفضل الهیاری-محمدرضاخردمند-احسان جوزی -مسیح کاویانی-سام حسین زاده -علیرضا حیدری-مسیح باستانی-محمدرضاتقی زاده -فرزان ذبحی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}


برچسب‌ها: کلاس اولی ها, دانش آموزان کلاس اول, عکس دانش آموزی

-         -سلام خانم ! کلاس امروز فرقی نکرده است؟

-        - -کلاس؟نمی دانم فرقی کرده است؟

-         -کلاس که نه !ولی من فرقی کرده ام.حالا باید حدس بزنی که من چه فرقی کرده ام؟

نگاه می کنم.خدایا به من کمک کن جلوی این بچه کم نیاورم.آیا دندانش افتاده است؟صدایش گرفته است؟موهایش را کوتاه کرده یا ژل زده است؟نه هیچ کدام از این اتفاقات نیفتاده است.

-فرزان !من امروز دندانم درد میکند.توروخدا سر به سر من نگذار.خودت زود بگو چی فرق کرده است؟

-خانم !ربطی به دندانتان ندارد.اتفاقا اگر بفهمید اعصابتان هم آرام میشود.مامان من که اینجوری است .دیگه شما رو نمی دونم .

-حالا من از کجا باید بفهمم؟

-من یکمی اینجا می ایستم و با شما اختلاط(صحبت) می کنم.حتما خودتان می فهمید.

فرزان می ایستد و چند دقیقه ای درباره ماشین عمویش صحبت می کند.من تمام وقت با دقت به او نگاه می کنم تا تغییر او را کشف کنم.ولی در اینکار موفق نیستم .

فرزان دیگر از من نا امید است.راهش را می کشد و می رود.زیر لب غر غر می کند:منو باش که به خاطر خوش حالی شما به کاپشنم عطر زدم.

و من یک نکته ی جدید می آموزم.در درک دانش آموزان  از تمام حواس پنجگانه ام کمک بگیرم.


برچسب‌ها: خاطرات کلاس, خاطرات معلمی, دل نوشته های معلم, آموزگار کلاس اول دبستان

تاريخ : 92/12/03 | | نویسنده : معین

مکان :کلاس درس

زمان : شنبه سوم اسفند 93

موقعیت:بازدید بازرس اداره آموزش و پرورش از کلاس اول الف

فربد توسط آقای بازرس پای تابلو فراخوانده شد.از او خواسته شد تا با کلمه ی کار یک جمله بنویسد.

فربد می نویسد:

من وقتی بزرگ شدم کار می کنم

آقای بازرس: این جمله یک ایراد دارد چه کسی می تواند ایرادش را بگوید؟

هرکس چیزی می گوید.بالاخره پدرام ایراد جمله را پیدا می کند.

پدرام :این جمله نقطه ی پایان جمله ندارد.

ایمان هنوز دست گرفته است . او به آرامی چیزی به مدیر دبستان می گوید.مدیر از جمله ی ایمان خوشش می آید.از او می خواهد تا آن جمله را با صدای بلند بگوید:

ایمان :اجازه ! این جمله ی فربد یک اشکال دارد.ما لازم نیست وقتی بزرگ شدیم کار بکنیم ،حالا هم که بچه هستیم می توانیم کار بکنیم.

همه خوششان می آید .

ولی فربد هنوز هم حرف دارد.ایمان را به مناظره می طلبد.با همان زبان کودکانه ی خودش جواب می دهد:

آقا بله ،حرف ایمان درسته !ولی منظور من از کار ،کارِخانه یا منزل یا کمک به مامان نبود،منظور من شغل بود.کاری که از آن پول به دست می آوریم .

فربد و ایمان بعد از این مناظره با هم بد نبودند ،دوست تر هم بودند.فقط حرفشان را زده بودند .

من به داشتن این دانش آموزان خوب افتخار می کنم!




نیمه ی زمستان 92،

روزهایی که تنور آموزش حسابی داغ است،

برفی این چنین زیبا

مدرسه ی ما را به بهشتی سپیدو رویایی تبدیل کرد

و حیف بود گذشتن از کنار این زیبایی و

استُپ نکردن چند ثانیه از آن.


برچسب‌ها: رنگین کمان, خاطرات کلاس اول الف, دبستان سما نجف آباد, بچه های کلاس اولی, دانش آموزان کلاس اول

تاريخ : 92/11/14 | | نویسنده : معین

عکسها را باچشمانمان فقط نبینیم ،

گوشهایمان را به تجسم صدای افتادن  برفها

بینیهایمان را به استشمام عطر تمیزی

پوستمان را به تنفس در هوای سرد زمستانی

قلبمان را به شُـــکـــ ـر

زینت دهیم.

نیمه ی زمستان مبارک




تاريخ : 92/11/13 | | نویسنده : معین

اسم طرح جابربن حیان که می آید،معلمان با خوشحالی از آن استقبال می کنند.وقتی مدیر با اضطراب بخشنامه را برای همکاران قرائت می کند، اضطرابش بی دلیل نیست.همه مشتاقند که رابط طرح جابر بشوند.نهایتا آن کسی پیروز میدان است که از همه کم کار بوده و دوست دارد خودش را ارتقا بدهد.البته بابت این رقابت یک هفته بین همه همکاران شکر آب است.

دانش آموزان نیز ، از این طرح به خوبی استقبال می کنند.آنهایی که سال قبل در این طرح شرکت کرده اند،از ماهها قبل موضوعشان را انتخاب و روی آن کار کرده اند .دانش آموزان پایه های بالاترکه تجربیات بسیار شیرینی از لذت "پژوهش" را از سالیان قبل در خاطر دارند، به محض عنوان کردن این موضوع توسط معلم ،انگشتهایشان را بالا می برند و با فریاد می خواهند که اسمشان در لیست شرکت کنندگان باشد.و البته شاگرد زرنگ ها زیر میز قایم نشده اند تا معلم آن ها را نبیند و اسمشان ننویسد ،آنها دنبال مدادشان می گردند!

وقتی بعد از ظهر همان روز خبر برگزاری جشنواره جابر درمدرسه در منازل انعکاس پیدا می کند،مادرها با تلفن از همدیگر می پرسند،چرا بچه ی من انتخاب نشده است؟همیشه این جور طرحهای ارزشمند به نورچشمی ها داده می شود.پس این همه زحمتی که ما این همه وقت کشیده ایم را کجا انعکاس بدهیم؟

فردا صبح تلفن مدرسه، زنگ پشت زنگ،که چرا این دانش آموز در این طرح شرکت نکرده است.و معاونین مدرسه هم از خیل شرکت کنندگان راضی و خوشحالند و مطمئنند که روز دفاع روزی بسیار خوش خواهد بود!

بچه ها موضوعات مورد علاقه شان را انتخاب کرده اند.درکتاب علومشان با راههای فرضیه سازی و تحقیق آشنا شده اند.و تحقیق برایشان کار سختی نیست.دفترچه های کارنمایشان همیشه همراهشان بوده است و یادداشت برداری کرده اند.

بچه ها دوست ندارندکه پدر و مادرشان در این موضوع دخالتی داشته باشند،ولی چاره ای نیست .باید کمک مختصری برای خرید وسایل و هماهنگی برای مصاحبه و استفاده از کتابخانه و اینترنت توسط اولیا انجام شود.

زمان بندی و قوانین اداره هم کاری نمیکند که سنگ اندازی کند.درابتدای سال تحصیلی بک برنامه و زمان بندی برای مدارس بخشنامه شده است .و چند کلاس توجیهی هم از طرف اداره برای رابطان برگزار می شود.

زمان تمام می شود و نمایشگاه برگزار!مهم نیست که کارها چقدر تمیز و شسته و رفته باشد.بعضی بچه ها در منزل کامپیوتر ندارند و نتوانسته اند مطالب را با فونت(titr-14) تایپ کنند .بعضی ها هم وسعشان نمی رسیده عکسها را رنگی و زیبا چاپ کنند.ولی این مسایل مهم نیست.مهم روح پژوهش است.

روز نمایشگاه همه بچه ها لذت می برند.همه با آرامش ا زکارهایشان دفاع می کنند.و البته جایی هم برای دانش آموزان خجالتی با ایده های خوب وجود دارد.طرحها تماما توسط خود دانش آموزان داده شده و هیچ جای برای آرزوهای اختراعی مامان و باباها وجود ندارد...................


برچسب‌ها: جابربن حیان, طرح پژوهش دانش آموزی, طرح جابر

تاريخ : 92/11/13 | | نویسنده : معین
بازخوردهای کتبی

...    از یاد نبریم که بازخوردهای فرایندی شفاهی از زیباترین و ماندگارترین بازخوردها هستند . این بازخوردها،عبارتند از آن دسته از بازخوردهایی که از طریق شکل صورت، لحن کلام، زبان ایماء و اشاره و کلام، یعنی صحبت‌ها و جمله‌های توصیفی منظوم و منثور شفاهی با زبان فارسی، بومی و فارسی – بومی اطلاعاتی را به دانش‌آموزان منتقل می‌نماید.

     بخش بزرگی از بازخوردهای فرایندی شفاهی هستند ‘لیکن گاه لازم است معلم از بازخورد کتبی نیز استفاده کند لذا همکارانی که پیوسته تلاش دارند از بازخورد کتبی استفاده کنند توجه نمایند که تنها وقتی از بازخوردهای کتبی استفاده کنند که :

  • وقتی که لازم است اولیاء در جریان عملکرد دانش‌آموز قرار گیرند.
  • دانش‌آموزی اشکال جدی و اساسی در یک فعالیت دارد و معلم تشخیص می‌دهد با نوشتن بازخورد کتبی تکلیف اولیا در کمک به دانش‌آموز روشن می‌شود 
  • وقتی که  نمونه فعالیت دانش‌آموز،  در پوشه کار، قرار داده می‌شود.
  • تلاش مهم یا برجسته‌ای انجام شده  و دانش‌آموز با مراجعه به آن و مرور بازخورد معلم،  انگیزه‌ی تلاش و موفقیت را در خود تقویت می‌نماید.
  • عدم اطلاع از آن بازخورد، عملکرد تصمیم گیری‌های بعدی در مورد دانش‌آموز را با ابهام و مشکل روبرو گرداند



تاريخ : 92/11/06 | | نویسنده : معین

پس از چهارماه  سرو کله زدن با دانش آموزان اواخر دی ماه ،دفتردار مهربان مدرسه با دسته ای از کاغذ سراغ معلمان می رود.دوبرگه دراختیار معلمان قرار می دهد.دفتردار مطابق وظیفه اش توصیه هایی را به آموزگاران می کند:حتما با روان نویس مشکی پرکنید.درجمع بندی دقت کنید....

معلمان می بایست تمام کارهایی که ظرف حدود چهارماه در کلاس انجام داده اند ،تمام تحولاتی که با استفاده از انواع ابزارهای توصیه شده در نظام ارزشیابی توصیفی اعم از انواع تکالیف،آزمون ها ،مداخله ها و ..رخ داده است را در قالب تعدادی "ضربدر" روبروی تعدادی آیتم آورده شده است ،خلاصه کنند.تفاوت زیادی بین ارزشیابی کیفی-توصیفی و ارزشیابی نمره ای نیست. به استثنای اینکه درکارنامه های نمره ای بتی به نام "20" وجود داشت و حالا بتی به نام "خ خ " .و چه خلاقانه و مدبرانه بعضی از معلمان تعریف کرده اند از 20 تا 18 خ خ  از 18 تا 16 خ از 16 تا 14 ق ق و از 14 به پایین ن ت .

کارنامه های ریز دانش آموزان نباید دراختیار اولیا قرار بگیرند،حتی کارنامه های تربیتی نیز محرمانه هستند و این موضوع در همان برگه قید شده است.در کل کارنامه های درسی جایی برای توصیف ندارد.خلایی بسیار قابل تامل در نظامی که نامش ارزشیابی توصیفی است و در تنها منبع رسمی مراجعه والدین و دانش آموزان برای آگاهی از سطح دانش،جای توصیف خالیست.

کارنامه های ریز شده نیز ، آن چنان دلچسب نیستند. به عنوان مثال اصلی ترین درس پایه اول دبستان یعنی زبان آموزی ، تنها با دو گزینه ی خواندن و نوشتن تعریف شده است . ای کاش این همه سروصدا به پا نمی شد و به جای این "خ خ " ها همان بیست خودمان را می گذاشتیم .و به قول خیلی ها ، بچه هارا بی سواد بار نمی آوردیم ،انگیزه را از آن ها نمی گرفتیم و این همه مورد انتقاد واقع نمی شدیم.

در چند سالی که من درخیل مجریان سردرگم ارزشیابی توصیفی بوده ام ،یک سال یک برگه ای برای توصیفی در کنار کارنامه درسی دانش آموزان وجود داشت، که آن هم جزو اولین حذفیات طرح توصیفی بود. احتمالا به خاطر صرفه جویی در مصرف کاغذ...

کارنامه هایمان را "ضربدر" می زنیم و تحویل می دهیم. دانش آموزی که در خواندن کند است ، از صحبت کردن هراس دارد، جمله سازیش ضعیف است اما خط خوبی دارد، دیده نمی شود و درجمع بندی درس زبان آموزی حائز رتبه ی قابل قبول می شودو عملا استعدادش پنهان می ماند.با تشکر از طراحان عزیز کارنامه های غیرتوصیفی طرح ارزشیابی توصیفی!

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}


برچسب‌ها: کارنامه توصیفی, ارزشیابی کیفی توصیفی

تاريخ : 92/11/03 | | نویسنده : معین
تاريخ : 92/10/29 | | نویسنده : معین

چند رهنمود برای کتاب خواندن با فرزندتان



http://ketabak.org/tarvij/sites/default/files/imagecache/nc_image/tarvij%2088.04.01.father.jpg


هر چه برای کودک خود در سال های پیش از دبستان بیشتر کتاب بخوانید، آن ها را در یادگیری سواد پایه تواناتر می سازید. درست همانند یک معجزه است. کودکی که در همه سال های پیش دبستانی خود شنونده و بیننده قصه ها و کتاب های داستانی بوده است، پس از یک دوره زمانی کوتاه که از ورودش به مدرسه می گذرد، به شکل اعجاب برانگیزی به یک خواننده توانمند بدل می شود. امتحان کنید!

۱-در این سال ها کودکان به شنیدن قصه های شما نیازمندند. آن ها دوست دارند در هر زمان که دست دهد، به ویژه پیش از خواب، شما برای او قصه بگویید.

۲-کتاب مناسبی را برگزینید و با صدای بلند بخوانید. به او فرصت دهید که او نیز از یافته ای خود از کتاب با شما سخن گوید.

۳-کتابی را که دوست دارد برای او بخوانید.

۴-پیش از خواندن با او،‌یک بار خود آن کتاب را بخوانید تا بتوانید برای او به روانی و زیبایی داستان را بازگو کنید.

۵-با او به کتابفروشی و یا کتابخانه بروید و از او بخواهید کتاب مورد علاقه اش را برگزیند.

۶-پس از خواندن کتاب انجام فعالیت هایی همچون نقاشی از برخی قسمت ها داستان و یااجرای نمایشی از آن می تواند برای فرزند شما لذت بخش باشد

به نقل از وبلاگ کلاس اولی ها سرکار خانم افسانه رحیمی مشاور.




تاريخ : 92/10/29 | | نویسنده : معین

نمی توانم اسمش را بگذارم مشکل.این فقط ناتوانی من است .در کشف این کودک هفت ساله . کودکی که تکلمش عجیب ، رفتارش عجیب، و همه چیزش با همه بچه ها فرق دارد. آرتین بسیار زیباست. چشمهای درشت مشکی ، موهای پرپشت مشکی و یک دست. پوست سفید مثل آینه ، قد بلند و اندام کشیده . صورتکی بسیار زیبا ، زیباتراز تمام کودکان هنرپیشه ای که دیده ام.

این طرز قصه گویی آرتین برای یکی از نگاره های کتاب است.همان اوایل سال تحصیلی :

 «این پسربا دوستاش رفته باغ وحش...حیوونها بوی کثیفی می دن..هوا هم گرمه ..آخه باغ وحش هم شد جا..این پسردوست داره به جای باغ وحش بره پارک..بادوستاش..این پسریه هم کلاسی بی تربیت داره ..که توی صف بهش لگد می زنه ..این پسر کفشش تنگه و امروز بهش خوش نمی گذره....»

آرتین دقیقا داخل صفحه نگاره ها فرو رفته و خودش را در قالب یکی از نقاشی ها تصور می کند. این بار اولش نیست. آرتین در حل جدول های شگفت انگیز کتاب ریاضی هم خودش یک ستون میشود.خودش یک سطر می شود. آرتین تجربیات زندگی کمی دارد ورفتار خیلی بچه گانه ای دارد..ولی شک ندارم که ..آرتین یک نابغه است.

ادامه مطلب و فیلم کوتاهی از آرتین را از دست ندهید.



برچسب‌ها: بچه های باهوش, خاطرات آموزگار کلاس اول, دل نوشته های معلمی

ادامه مطلب
  • تلفن کوتاه
  • خسوف