بچه های قشنگ تر از پریا

سلام 

چند سالی است که درپایه اول در یک مدرسه غیردولتی مشغول به کار هستم.درطی این سالها دانش آموزان با ویژگی های مشترک بسیاری دیده ام .تیزهوشان کم صبر،باهوشان تیزبین،بیش فعالان و پرانرژی ها ،اختلالات یادگیری ،دیرآموز و خلاصه هر جور دانش آموز ....هرچند هر دانش آموزی در نوع خود خاص و منحصر به فرد است ،لیکن همیشه مشترکاتی بین دانش آموزان هست که غیرقابل انکار است.اگر این گونه نبود ،راهکاری عملی تدوین شده توسط روانشناسان بی معنی بود.(این جمله ی آخری جور نشد ببخشید)

اما در بین این دانش آموزان همیشه با دانش آموزانی روبرو بوده ام که در کلاس مشکل آفرین و دردسر ساز بوده اند.این دانش آموزان را به (قشنگتر از پریا ) نسبت می دهم .

قشنگتر از پریاها ،تک فرزندانی هستند که معمولا پدرو مادر شاغل (و یا با تحصیلات بالا) دارند.آنها درمنزل زیاد تنها می مانند(یا با یکی از والدین).بچه های فامیل زیاد آنها را دوست ندارند و یا به سختی درگروههایشان آنها را دخیل می کنند.البته قبل از اینکه بچه ها آنها را نپذیرند،پدر و مادر قشنگتر از پریا به او توصیه کرده که با بچه ها بازی نکند.پدر و مادرها اغلب بچه های فامیل را بی ادب ،بی تربیت و ..خطاب می کنند.آنها به واسطه ی همین بی ارتباطی با بچه های همسن و سال ،بچه ای باهوش تر و توانا تر از بچه ی خودشان ندیده اند و خیال می کنند که فرزندشان کاملا شبیه کودکی های "ابن سینا" است.به همین دلیل بازیهای کودکانه او را به تمسخر گرفته و اجازه بازی با همسن وسالان را نمی دهند.

بسیاری از اولیا قشنگتر از پریا به تمرین(exercise)درهوای آزاد معتقدند و به همین دلیل روزهای جمعه بچه ها را به کوه می برند و یا تحت نظارت مستقیم خود اجازه می دهند بچه ها در پارک بازی کنند.دوچرخه ی قشنگتر از پریا معمولا  نو و سالم است و بعضی از آنها تا هفت سالگی هنوز دوچرخه را با چرخهای کمکی می رانند.(فعل مناسبتر ؟)

تفریح این دسته از دانش آموزان شرکت در مهمانی های مامان و بابا،بازی با تبلت و تماشای سی دی ،استفاده از لوگو ،خمیر آبرنگ و...(درصورتی که مامان فهمیده و خوبی داشته باشند)و نهایتا شرکت در یک کلاس ورزشی است .آنها خیلی کم قدم به کوچه گذاشته اند و با بچه های محل غریبه هستند.حتی در بسیاری از موارد نمی دانند که در واحد روبرویی (یا خانه روبرویی) بچه ای دقیقا با تنهایی خودش زندگی می کند.

اما این کودکان  وقتی پا به مدرسه می گذارندبا مشکلات بسیار زیادی روبرو می شود.مشکلاتی که گاها عملکردهای درسی آنها را تحت الشعاع قرار می دهد.

درگام اول آنها نمی توانند با همکلاسی های خود کنار بیایند(حتی اگر آنها قبلا در مهدها و مراکز پیش دبستانی هم حضور پیدا کرده باشند ولی بازهم مدرسه به خاطر اینکه لزوما آنها باید اولین گامهای استقلال را بردارند این گونه تربیت  نادرست جلوه ی بیشتری دارد)

آنها با دانش آمووزانی روبرو می شوند که یا مثل خودشان قشنگتر از پریا هستند و همواره مورد تایید خانواده بوده و تحمل نظر مخالف را ندارند.یا با دانش آموزانی که در هفت ساله ی اول زندگی خود به اندازه کافی تجربه کسب کرده اند و می توانند به خوبی از عهده گروههای دوستی بربیایند و رفتارهای خودخواهانه وخودمحورانه قشنگتراز پریا را تحمل نمی کنند.

قشنگتر از پریا ها عاشق این هستند که تمام مدت مدرسه را به بازی بگذرانند چون آنها در مدرسه از نظارت مستقیم و غیرقابل نفوذ والدین و خاله های مهدکودکی رها شده و می توانند در گروه آن چنان که دوست دارند رفتار کنند.طعم شیرین این آزادی برای آنها بسیار گواراترازآن خواهد بود که آنها به درست یا نادرست بودن رفتارشان بیندیشند.

قشنگتر از پریا ها معمولادرکنترل وسایلشان مشکل دارند چون اغلب این مادرها و پدرها بوده اندکه وسایل آنها را کنترل کرده و بچه ها فقط نقش مصرف کننده داشته اند.

برخی از قشنگتر از پریاها علاقه وافری به استفاده از قیچی و ...دارند .چون این ابزارهای کشنده و خطرناک در سال های اول زندگی به شدت منع شده و یا قیچی های کم خطر در اختیار آنها قرار گرفته است.

آنها معمولا چشمانشان کمی کم فروغتر از سایر بچه هاست.بیشتر گریه می کنند.زودتر تسلیم می شوند و متاسفانه ...گاهی هم زود گول می خورند.

درست است که بچه هایمان (همه ی بچه ها ) قشنگتر از پریا هستند.درست است که متاسفانه گرگ ها در اجتماع زیاد هستند و ممکن است بچه های ما درگیر این دامها بشوند .ولی این نفوذ ما تا کی می تواند مانع پرواز بچه ها در اجتماع شود؟آیا نگهداری بیش از اندازه یک کودک هفت ساله  در منزل به معنی محبت بیش از اندازه ما به اوست؟آیا بهتر نیست به جای این گونه محدودیتها،زندگی در اجتماع را به او یاد بدهیم؟وبگذازیم مسیر درست را خودش انتخاب کند؟

 

درباره خلاقیت

درباره خلاقیت :

 

خلاقیت چیست؟

خلاقيت به معناي توانايي تركيب ايده ها در يك روش منحصربه فرد يا ايجاد پيوستگي بين ايده هاست ولي نوآوري، فرآيند اخذ ايده خلاق و تبديل آن به محصول، خدمات و روش هاي جديد عمليات است.

عوامل موثر در خلاقیت:

1-آرامش: بچه هایی که آرامش های درونی دارند ،بهتر می توانند خلاقیت خود را نمایش بدهند.

2-جسارت و سرکش  بودن: این سرکش بودن به معنی این نیست آنها فرمان نابردار باشند.بلکه منظور این است که دانش آموز جسارت ابراز خلاقیت ها ی خود را دارند.

3-آشنایی با ابزار: دانش آموزانی که ابزار بیشتری را می شناسند،درموقعیت های مختلف قدرت انتخاب بیشتری داشته و می توانند برای انجام کارهای خود از ابزار مختلف استفاده نمایند.

4-اعتماد به نفس: دانش آموزانی که مرتبا مورد تحقیر و سرزنش قرار گرفته اند نمی توانند آزادانه بیندیشند و راههای جدید برای حل مسایل پیدا کنند.

5-کمتر تحت مراقبت بزرگسالان بودن:در بسیاری از موارد آموزشهای فشرده به دانش آموزان باعث می شود بچه ها کمتر به فکر خلق راههای تازه باشند.بزرگسالان نه تنها راههای قبلا رفته را در اختیار بچه ها قرار می دهند بلکه آنها را مجبور میکنند تا به روش آنها عمل کنند(دقیقا مثل وقتی که معنی یک نقاشی زیبا برای بچه ها ،کشیدن کوه ،خانه و درخت تلقی می شود)

6-بی نظمی و نظم توامان: گاهی نظم بیش از اندازه خود مخل خلاقیت است.بعضی از نظم ها مقدمه ی وسواس هستند.و وسواس ها عملا بندهایی نامرئی به دست و پای فکر و ایده ها می زنند.از طرفی بی نظمی مفرط و آشفتگی ذهن و اطراف و عدم تمرکز برموضوعی خاص می تواند خلاقیت را تحت الشعاع قرار بدهد.

7-تنبلی :گاهی افراد آنقدر تنبل هستند و به انجام روتین کارها عادت کرده اند .آنها به خاطر تنبلی ترجیح میدهند کارها و فعالیتهای خود تغییری ایجاد نکنند.این تنبلی ها شاید به صورت جسمی نباشند اما تنبلی فکری کمتر قابل رویت است .

8-نداشتن فرصت کافی برای تفکر:دربسیاری از موارد نداشتن فرصت کافی برای تفکر،فرجه هایی را که می تواند باعث ایجاد جرقه هایی برای خلاقیت شودرا از ما میگیرد.به هرحال در زندگی گرفتارترین انسانها و در زمانهای کاری فشرده ترین برنامه های درسی فرصتهایی برای نفس تازه کردن ،قدم زدن و کمی بیشتر فکر کردن وجود خواهد داشت.

9-دراختیار بودن تمام امکانات:لطف بیش از اندازه برخی از اولیا،به فرزندان خود و قرار دادن تمامی امکانات و حل کردن تمام مشکلات برای آنها ،می تواند فرصت تفکر و خلاقیت در حل مساله را از آنها بگیرد.

خلاقیت دنیای بسیار گسترده و وسیعی دارد.شاید حتی نوشتن درباره خلاقیت نیاز به خلاقیت دارد.این مطالب در ذهنم بود.امیدوارم شما نیز از آن استفاده کنید.